close
چت روم
شعر زیبا

جمعه 30 شهریور 1397
    ناز تو و نیاز تو ، شد همه دلپذیر منناز تو دلپذیر شد ، هستی نا گزیر منجز تو هوس نمی کند ، گویه ی کس نمی کنددم ز تو می زند همین ، خوی بهانه گیر مناینک و آنکم دگر ، از تو شده است بارورآه که بی تو شد هدر ، پار من و پریر منای به منِ گرفته خو ! بی تو به کار جست و جوخود نرود به هیچ سو ، دست و دل اسیر منبه هر چمن رسیده ام ، از تو نشان ندیده امتو در کجا شکفته ای ، ای گل بی نظیر من ؟من همه با تو راستم ، چشم تو گفت و خواستمخواستی و جسور شد ، خواهش سربه زیر منچشم گلاب خانه ات ، مشک رها به شانه…
جای تبلیغات شما
خرید شارژ
تبلیغات
جای تبلیغات شما
پنل کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
پچ و ادیت
اتاق آرزو
عضویت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
آرشیو ماهانه
تبادل لینک هوشمند
تبادل لینک هوشمند : برای تبادل لینک ابتدا مارا با عنوان سایت تفریحی پرشین22 وآدرس http://persian22.rzb.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.

عنوان :
آدرس :
کد : کد امنیتیبارگزاری مجدد
علی بابا موزیک
دانلود اهنگ دیسلاو
سایت عکس ویواکس
تات موزیک
تبلیغات متنی
شعر زیبا
  • تعداد بازدید : 147
  •  


      ناز تو و نیاز تو ، شد همه دلپذیر من
    ناز تو دلپذیر شد ، هستی نا گزیر من

    جز تو هوس نمی کند ، گویه ی کس نمی کند
    دم ز تو می زند همین ، خوی بهانه گیر من

    اینک و آنکم دگر ، از تو شده است بارور
    آه که بی تو شد هدر ، پار من و پریر من

    ای به منِ گرفته خو ! بی تو به کار جست و جو
    خود نرود به هیچ سو ، دست و دل اسیر من

    به هر چمن رسیده ام ، از تو نشان ندیده ام
    تو در کجا شکفته ای ، ای گل بی نظیر من ؟

    من همه با تو راستم ، چشم تو گفت و خواستم
    خواستی و جسور شد ، خواهش سربه زیر من

    چشم گلاب خانه ات ، مشک رها به شانه ات
    نافه ی آهوانت ، قافله ی عبیر من

    به هر کجا می گذرم ، به هرکسی می نگرم
    عکس تو قاب می کند ، آینه ی ضمیر من

    کوکبیان چشم تو ، طاق هزار کوکبند
    باغ معلق شب اند ، خم شده بر کویر من

    عشق تو بود و شعر ما : یک وطن و دو پادشا
    گفتم شان که از شما ، تا که بود ، امیر من ؟

    پاسخ من از آن میان ، عشق تو داد و گفت : هان
    سینه ی تو سریر او ، سینه ی او ، سریر من ..


      ناز تو و نیاز تو ، شد همه دلپذیر من
    ناز تو دلپذیر شد ، هستی نا گزیر من

    جز تو هوس نمی کند ، گویه ی کس نمی کند
    دم ز تو می زند همین ، خوی بهانه گیر من

    اینک و آنکم دگر ، از تو شده است بارور
    آه که بی تو شد هدر ، پار من و پریر من

    ای به منِ گرفته خو ! بی تو به کار جست و جو
    خود نرود به هیچ سو ، دست و دل اسیر من

    به هر چمن رسیده ام ، از تو نشان ندیده ام
    تو در کجا شکفته ای ، ای گل بی نظیر من ؟

    من همه با تو راستم ، چشم تو گفت و خواستم
    خواستی و جسور شد ، خواهش سربه زیر من

    چشم گلاب خانه ات ، مشک رها به شانه ات
    نافه ی آهوانت ، قافله ی عبیر من

    به هر کجا می گذرم ، به هرکسی می نگرم
    عکس تو قاب می کند ، آینه ی ضمیر من

    کوکبیان چشم تو ، طاق هزار کوکبند
    باغ معلق شب اند ، خم شده بر کویر من

    عشق تو بود و شعر ما : یک وطن و دو پادشا
    گفتم شان که از شما ، تا که بود ، امیر من ؟

    پاسخ من از آن میان ، عشق تو داد و گفت : هان
    سینه ی تو سریر او ، سینه ی او ، سریر من ..
    .

     

    نویسنده : admin تاریخ : جمعه 03 مرداد 1393 امتیاز :
    برچسب ها : شعر , شعر نو , شعر عاشقانه , شعر جدید , شعر زیبا ,
    نظرات
  • در قمست نظرات مشکلات و پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در جریان بگزارید.

  • نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی